تنهایی
اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون در
آسمان کسی هست که به تو می اندیشد .
تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنها نیست
اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون در
آسمان کسی هست که به تو می اندیشد .
کار تو معنابی نفرت می دهد
راست می گویند پاکی بوی غفلت می دهد
قلبت را خالی نگه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد . به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زیرا که به خدا اعقاد دارم و به تو نیاز دارم
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم...
چه حسی داره ؟
چه حالتی به آدم دست میده؟
راستی عاشقی چه جوریه؟
اصلا عشق چیه؟
سلام
فرا رسيدن ماه محرمالحرام رو به همه شما عزيزان و عاشقان تسليت عرض ميكنم.
در مورد هر روز از دهه اول محرم یه پست براتون گذاشتم اگه از پایین شروع کنین بهتره.حتما بخونین مطالب جالبیه.
اميدوارم اگه پيشنهادات خوبي داشتين و يا اشكالي در اينجا ديدين بهم بگين. ممنون از همهتون.
واما روز عاشورا
در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در اين جا به طور گذرا به اهم رويدادهاى روز عاشورا مى پردازيم :
آيا مي دانيد كه :
- در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند: طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده
و اما روز دوم محرم :
امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذيحجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود
و اما روز سوم محرم :
پس از آنكه حر بن يزيد، امام حسين و يارانش را در سرزمين كربلا در محاصره خويش قرار داد و مانع حركت آنان گرديد،
و اما روز چهارم محرم :
در اين روز عبيدالله بن زياد مردم را در مسجد كوفه گردآورد و خود به منبر رفت و گفت : اى مردم ! شما آل ابى سفيان را آزموديد و آنها را چنان كه مى خواستيد، يافتيد! و يزيد را مى شناسيد كه دارياى سيره و طريقه اى نيكو است و به زير دستان احسان مى كند. و عطاياى او بجاست . و پدرش نيز
و اما روز پنجم محرم :
در اين روز كه مطابق با روز يكشنبه بوده است ، عبيدالله بن زياد مردى را به دنبال شبث بن ربعى فرستاد كه در دار الاماره حضور يابد، شبث بن ربعى خود را به بيمارى زده بود و مى خواست كه
روز ششم محرم :
روز ششم محرم عبيدالله در اين روز نامه اى به عمر بن سعد نوشت كه : من از نظر كثرت لشكر اعم از سواره و پياده و تجهيزات ، چيزى را از تو فرو گذار نكردم ، توجه داشته باش كه
و اما روز هفتم محرم :
بستن آب به روى شهيد كربلا و يارانش:
روز سه شنبه هفتم محرم از طرف ابن زياد به عمر بن سعد ماموريت داده شد كه بايستى حسين از من اطاعت كند و الا
و اما روز هشتم محرم :
ديدار دو فرمانده :
واما روز تاسوعا
در روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم :
1 - ورود شمر به كربلا
شمر بن ذى الجوشن نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد. پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.
در واژه های عشقم
او جای داده دل را
با من سخن بگوید از ناکسان دنیا
از بیوفایی دهر از مردمان ساده
زآنان که باورش را دادند به باد مستی
همراهیش نکردند رفتند از کنارش
تنها غریب مانده در وادی محبت
تعداد اندکی هم با اوشدند راهی
در مقصد رسالت گشتند مرغ عاشق
امروز از حسین من صدقصه دارم
گویم به عشق و مستی
او بهترین فرد است در خاندان احمد
از بندگان مخلص از صادقان رحمت
او در قیام خود با ظلم در نبرد بود
در دین خود نمی کرد او ظلم را باور
گفتند بگوید از خویش یا توبه ایی نماید
او هم قیام خود را آغاز کرد آن شب
با خون نوشت دانیم سر فصل این حکایت
سری است در این حکایت هرکس نداند این سر
رازیست در این رشادت هر کس ندانی او چیست
او داندو خدایش عهدی که بسته بودند
تا در حساب خواهی باشد یگانه رهبر
عشق حسین خدا بود
دین خدا رها بود
او می توانست این راهموار سازد از غم
تا دیگران بدانند دین خدا یگانه است
احمد رسول حق است او زاده رسالت
پرپا نمود دانیم قیام کربلا را
تا حق نموده گردد از سیره جهالت
در کربلا علم کرد قانون نینوا را
تا عاشقان بدانند خون را چه ارزشی هست
با خون خود نوشت او قانون آشنا را
امروز از چه نالم از مردی و مروت
یا از جهالت خلق در عالم حقارت
ماییم یک حسینی تا آخرش رفیقیم
همراه او هستیم تا ریشه کن کنیم درد
این درد کی رود از خانه سلامت
روزی که ما هم چون او شویم عاشق
محکم گرفته باشیم راه حقیقت و عشق
امروز از که گویم جز شاه دین حسینم
تنها از او جویم راه خلوص نیت
اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نيگاه کني خجالت ميکشي و صورتت سرخ ميشه
ولي اگه تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني
******************************************
وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون بياري..
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني...
********************************************
وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي...
تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني
*********************************************
تو نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نيگاه کني
ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني
*********************************************
وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي
ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي...
*********************************************
وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه
ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..
********************************************
وقتي با کسي که عاشقشي... هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين
نرنجیدی تو از امروز و فردام
نترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت
خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم ، به یادتم ، زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی ، حس می کنم کنارتم
اون ور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصه ی تنهایی نخور ، تنها مگه می ذارمت!!